تعداد ياران امام (ع) در روز عاشورا سي و دو نفر سواره، و چهل نفر پياده ذکر شده است. و سيد بن طاووس از امام باقر (ع) نقل کرده که تعداد ياران امام (ع) چهل و پنج نفر سواره و يکصد نفر پياده بودهاند. [1] بلاذري مينويسد: سي و دو سواره، و چهل پياده امام را همراهي ميکردند؛ [2] البته در جاي ديگري مينويسد تعداد ياران امام (ع) در جمع حدود يکصد مرد و يا قريب به آن بودند؛ به پنج تن از نسل امام علي (ع)، شانزده تن از بنيهاشم، دو تن همپيمان بنيهاشم. [3] .
[1] بحارالانوار، ج 45، ص 4. همين آمار اخبار الطوال، ص 254، بغية الطلب، ج 6، ص 2628، تاريخ طبري، ج 5، ص 422.
[2] انساب الاشراف، ج 3، ص 187.
[3] انساب الاشراف، ج 3، ص 226، تاريخ طبري، ج 5، ص 393.
ياران
ياران شهيد حسين بن علي عليهالسلام، حماسهآفرينان جاويدي هستند که در روز عاشورا، در يک رزم نابرابر، به فيض شهادت نائل آمدند؛ هر چند که در يک نگاه فراگير، ميتوان از ياران و دوستداراني که در بصره و کوفه به خيل شهداي حسيني پيوستند [1] نيز ياد کرد. دربارهي تعداد ياران هاشمي و غير هاشمي که در روز عاشورا، در سرزمين کربلا، به شهادت رسيدند، ارقام متفاوتي نقل شده است؛ رقم مشهور، همان 72 شهيد است [2] هر چند که به ارقامي چون: 70 نفر [3] 227 نفر [4] 98 نفر [5] 110 نفر [6] .156 نفر [7] و... نيز اشاره شده است. [8] در اين فصل، در يک نگاه گسترده، نام مشهورترين شهداي غير هاشمي امام حسين عليهالسلام را بررسي ميکنيم و در پايان، نام برخي از شهداي غير
مشهور را نيز از نظر ميگذرانيم.
>ابوالحتوف بن حرث انصاري عجلاني
>ابوثمامه صائدي
>ادهم بن اميه عبدي بصري
>اسلم بن عمرو ترکي
>امية بن سعد طائي
>انس بن حارث کاهلي
>برير بن خضير همداني
>بشر بن عمرو بن احدوث حضرمي
>بکر بن حي تيمي
>جابر بن حجاج
>جبلة بن علي شيباني
>جنادة بن حرث مذحجي سلماني
>جنادة بن کعب بن حرث انصاري
>جندب بن حجير کندي
>جون بن حوي
>جوين بن مالک تيمي
>حارث بن امرء القيس کندي
>حارث بن نبهان
>حباب بن عامر تميمي
>حبشي بن قيس نهمي
>حبيب بن مظاهر
>حجاج بن بدر تميمي سعدي
>حجاج بن مسروق مذحجي جعفي
>حجير بن جندب بن حجير کندي
>حر بن يزيد رياحي
>حرث بن نبهان
>حلاس بن عمرو راسبي ازدي
>حنظلة بن اسعد شبامي
>رافع بن عبدالله
>زاهر بن عمرو کندي
>زهير بن سليم ازدي
>زهير بن قين بجلي
>زياد بن عريب همداني صائدي
>سالم بن عمرو
>سالم مولي عامر بن مسلم
>سعد بن حرث انصاري عجلاني
>سعد بن حرث
>سعد (سعيد) مولي عمرو بن خالد
>سعيد بن عبدالله حنفي
>سلمان بن مضارب بجلي
>سليمان بن رزين
>سوار بن منعم نهمي
>سويد بن عمرو خثعمي
>سيف بن حارث بن سريع
>سيف بن مالک عبدي بصري
>شبيب بن عبدالله نهشلي
>شبيب
>شوذب بن عبدالله
>ضرغامة بن مالک تغلبي
>عائذ بن مجمع بن عبدالله عائذي
>عابس بن ابي شبيب شاکري
>عامر بن مسلم عبدي بصري
>عباد بن مهاجر بن ابي مهاجر جهني
>عبدالاعلي بن يزيد کلبي
>عبدالرحمن بن عبدالله الارحبي
>عبدالرحمن بن عبد رب انصاري
>عبدالرحمن بن عروه غفاري
>عبدالرحمن بن مسعود بن حجاج
>عبدالله بن بشر خثعمي
>عبدالله بن عروه غفاري
>عبدالله بن عمير کلبي
>عبدالله بن يزيد عبدي بصري
>عبدالله بن يقطر
>عبيدالله بن يزيد عبدي بصري
>عقبة بن سمعان
>عقبة بن صلت جهني
>عمار بن حسان طائي
>عمار بن ابي سلامه دالاني
>عمارة بن صلخب ازدي
>عمرو بن جناده انصاري خزرجي
>عمرو بن خالد اسدي صيداوي
>عمرو بن ضبعه ضبعي
>عمرو بن قرضه انصاري
>عمرو بن عبدالله جندعي
>قارب بن عبدالله دئلي
>قاسط بن زهير تغلبي
>قاسم بن حبيب ازدي
>مسعود بن حجاج تيمي
>قعنب بن عمر نمري
>قيس بن مسهر صيداوي
>کردوس بن زهير تغلبي
>کنانة بن عتيق تغلبي
>مالک بن عبدالله بن سريع
>مجمع بن زياد بن عمرو جهني
>مجمع بن عبدالله عائذي
>مسعود بن حجاج تيمي
>مسلم بن عوسجه اسدي
>مسلم (اسلم) بن کثير ازدي
>مقسط بن زهير تغلبي
>منجح بن سهم (مولي الحسن)
>موقع بن ثمامه اسدي صيداوي
>نافع بن هلال جملي
>نصر بن ابي نيزر
>نعمان بن عمرو ازدي راسبي
>نعيم بن عجلان خزرجي
>واضح ترکي
>وهب بن وهب
>هاني بن عروة مرادي
>هفهاف بن مهند راسبي بصري
>يزيد بن ثبيط عبدي بصري
>يزيد بن زياد بن مهاصر کندي
>يزيد بن مغفل جعفي
[1] به جز سفيران امام که در بصره و کوفه شهيد شدند، از دوستداراني چون عبدالاعلي کلبي، عمارة بن صلخب ازدي و هاني بن عروة ميتوان ياد کرد که در شهر کوفه به شهادت رسيدند..
[2] ارشاد، ج 2، ص 95؛ الاخبار الطول، ص 256؛ الفتوح، ص 904.
[3] تاريخ الخميس، ج 2، ص 82،
[4] مناقب آل ابيطالب، ج 4، ص 87
[5] ابن العبري، تاريخ مختصر الدول، ص 100
[6] حياة الامام الحسين بن علي لعيه السلام ج 3، ص 126؛ به نقل از ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج 1، ص 145
[7] تذکرة الخواص، ص 145؛ اللهوف، ص 43.
[8] ر.ک: الامام الحسين عليهالسلام في کربلاء، ج 4، ص 198.
در آن شب هيچ يک از ياران، حسين (ع) را تنها نگذاشتند. آنان وجدانشان به کمال نهايي رسيده بود و آن شب غسل شهادت کردند. زيرا:
هرکه پيمان با هو الموجود بست
گردنش از قيد هر معبود رست
ما سوي اللّه را مسلمان بنده نيست
نزد فرعوني سرش افکنده نيست
عقل گويد شاد شود، آباد شو
عشق گويد بنده شو، آزاد شو
سخناني از ياران امام در محور اعتقادي
متأسفانه عوامل مختلف - از جمله سني بودن نويسندگان اکثر منابع حادثه کربلا - [1] باعث گرديده سخنان مذهبي ياران امام حسين عليهالسلام به طور کامل ثبت و نقل نشود، اما با اين حال کلماتي از ياران آن حضرت در دست است که نمودار انگيزه مذهبي و بصيرت اعتقادي آنان در حادثه کربلاست که به نمونههايي از آن اشاره ميشود:
1. حضرت ابوالفضل عليهالسلام به عنوان بزرگترين ياور سالار شهيدان به هنگام رزم، جريان دفاع از حريم امامت و ولايت را مطرح نموده و گفته است:
والله ان قطعتم يميني
اني احامي ابدا عن ديني
وعن امام صادق اليقين
نجلي النبي الطاهر الامين [2] .
همچنين برادران مادري حضرت عباس(عبدالله، جعفر و عثمان) در رجزهاي
که به هنگام نبرد خواندهاند بر عنصر امامت اهل بيت عليهمالسلام تکيه کردهاند. [3] .
2. در کلام حجاج بن مسروق موذن امام حسين عليهالسلام نيز جريان امامت مطرح شده و آمده است:
اقدم حسيناً هادياً مهديا
فاليوم نلقي جدک النبيا
ثم اباک ذالندي عليا
ذاک الذي نعرفه وصيا [4] .
3. نافع بن هلال نيز بر مسئله ولايت تکيه نموده و گفته است:
انا الغلام اليميني البجلي
ديني علي دين حسين بن علي
ان اقتل اليوم فهذا أملي
فذاک رأيي و ألاقي عملي [5] .
4. عباس شاکري که داراي مقام عملي و حافظ حديث و از شيعيان خالص اهل بيت بوده است، روز عاشورا به حضور امام حسين رسيد و در دفاع از امام بر هر دو عنصر امامت و محبت تکيه نموده به حضرت عرض کرد: به خدا سوگند در روي زمين هيچ چيزي و هيچ کس محبوبتر و عزيزتر از شما نزد من نيست و اگر از جان خود چيزي عزيزتر ميداشتم باز هم آن را در راه دفاع از شما دريغ نميکردم، بعد در ادامه به حضرت عرض کرد: گواه باش که من بر دين شما و دين پدرت استوارم [6] (يعني شيعه شما هستم).
5. سعيد بن عبدالله که از بزرگان شيعه در کوفه بود در شب عاشورا با اظهار عشق و محبت خود به امام حسين عليهالسلام عرض کرد: به خدا سوگند، اگر کشته شوم، بعد زنده
گرديده و زنده در آتش بسوزم و اين کار هفتاد بار تکرار شود باز هم از شما جدا نخواهم شد تا با مرگ در کنار شما به لقاي حق برسم. [7] .
6. همچنين عبدالرحمن بن عبدالله با طرح جريان ولايت اهل بيت وارد ميدان رزم شد و گفت:
انا ابن عبدالله من آل يزن
ديني علي دين حسين و حسن [8] .
آنچه آورده شد، شعاع بسيار اندک از تجلي بصيرت ياران امام حسين عليهالسلام در محور معرفت اعتقادي است، يعني آنان با اين کلمات خود خواستهاند، انگيزه همراهي خود با امام حسين را اعتقاد به امامت آن حضرت اعلام کنند.
[1] ميرزا ابوالحسن شعراني، دمع السجوم، ص 344 و 357.
[2] عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسين، ص 269: به خدا سوگند اگر دست راست من را قطع کنيد، باز هم من از دين خود حمايت نموده و از امام که فرزند پيامبر و طاهر و امين است دفاع ميکنم.
[3] ميرزا ابوالحسن شعراني، همان، ص 325.
[4] شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، ج 1، ص 370: [در اين راه] پا پيش ميگذارم اي حسين، زيرا خود هدايت يافته و هادي ديگران هستي، امروز اول جد تو آن گاه پدر جوان مرد تو علي که ما او را به عنوان وصي پيامبر ميشناسيم ملاقات خواهيم کرد.
[5] همان، ص 364: من جواني از يمن و از طايفه بجلي هستم، و بر دين و مذهب حسين فرزند علي ميباشم، اگر امروز کشته شوم آن نظر و آرزوي ماست و با عمل خود محشور خواهم شد.
[6] محمد بن طاهر سماوي، ابصار العين في انصار الحسين، ص 76.
[7] محمد بن طاهر سماوي، همان، ص 126.
[8] دمع السجوم، ص 304: من فرزند عبدالله از«آل يزن»هستم، و پيرو شيعه حسين و حسن ميباشم.
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:
